خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





تنها شدم

    از دوست خوبم (یکی مثل من ) ممنونم که برام پیغام گذاشته...

    متاسفانه به خاطر اینکه یه سری از مسایل رو به فراموشی بسپارم

    دیگه به وبلاگم سر نمی زدم و امروز تقریبا بعد از ۱۰-۱۱ ماه

     دوباره اومدم بهش سر بزنم ... قول میدم هفته ای یک بار بیام سر بزنم .

     

    محمود آباد – به مدت 8 روز – زمستان 85

    ***شب بود و هوای بیرون خیلی سرد بود اولین بار بود که تو زمستون دوتایی با همدیگه اومده

    بودیم شمال ... اما باید هستی رو کمی از اون شرایط دور می کردم تا اروم بشه می دونستم

    که اوضاع روحی هستی خیلی بهم ریخته به خاطر مسائل خانوادگی که باهاش درگیر بود ...

     همیشه وقتی می دیدم حالش خوب نیست یا هی بهونه میاره میدونستم دلش می خواد یه چند

    روزی دور از همه دوتایی تنها باشیم ... حدودای ساعت 2 بعد از ظهر میشد که رسیدیم ویلا ،

    من که طولانی بودن راه کمی خسته ام کرده بود رفتم دوش گرفتم و کمی دراز کشیدم هستی

     هم که از صبح رانندگی کرده بود اما کمتر از من خسته به نظر می رسید ،نمی دونم کی خوابم برد

    آخه چند شب بود که نخوابیده بودم یک ساعتی فکر کنم خواب بودم اما شیطنتهای هستی از خواب

     بلندم کرد به پهلو خوابیده بود یکی از دستاش زیر دستش بود و اون یکی دستش دور کمر من بود

     تا چشامو باز کردم دیدم بهم زل زده و داره منو نگا می کنه منم اروم بغلش کردم و

    تا خواستم بوسش کنم از دستم در رفت و گفت الان نه... می خوایم بریم بیرون لب دریا شب وقت

     زیاد داریم (تو دلم گفتم مگه دفعه بعد گیرم نیفتی) تا نگام کرد گفت داری نقشه می کشی

    کی منو گیر بندازی بعدش شروع کرد به خنده و رفت تو اشپزخونه واسم اب بیاره ...

    هوا داشت تاریک میشد تصمیم گرفتیم که بریم بیرون کمی هواخوری بعدش هم بریم شام بخوریم

    من که هنوز رو تخت دراز کشیده بودم و هی کش و قوس می اومدم و هی ، قربون صدقه اش رفتم البته مثل همیشه که باید نازش و می کشیدم... ماهواره روشن بود هستی رقصش گرفته بود، واسم

    می رقصید و هی خودشو لوس کرد من نگاش می کردم و اونم لذت می برد از اینکه هر سازی

    که می زنه من می رقصم ،فقط کافی بود لب تر کنه هر چی می خواست واسش فراهم می کردم ...

    رفت جلوی آینه تا آرایش کنه نگاه شیطنت آمیزی از تو آینه بهم کرد پریدم و محکم از پشت بغلش

    کردم و حسابی بوسش کردم ...

     


    این مطلب تا کنون 5 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : هستی ,بریم ,بیرون ,بریم بیرون ,بغلش کردم ,
    تنها شدم

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده